برچسب:
نویسنده: آرین حبیبی
یه جا هم بانو مهستی میفرماد که: غصه نخور زندگی رنگارنگه.. یه وقتایی دور شدنم قشنگه
خلاصه اینکه بعد دور شدنها غصه نخوردنها مراقب گلدون اطلسی باش یه وقتایی منتظر کسی باش. کسی که چشماش یه کمی روشنه شاید یه قدری هم شبیه منه...
در اخر هم اینکه قلب من اونجاست تو تنها نیستی...
برچسب:
نویسنده: آرین حبیبی
مامان توی لالاییهایش میخواند
"درخت غم به جانم کرده ریشه
به درگاه خدا نالم همیشه"
بعد میگفت "اخ وطن دوره وطن دوره وطن دور"
من ان وقت ها نمیدانستم آغوش هم میتواند وطن کسی باشد...
من درختی هستم که دور از وطن ریشه در غم دارم..
چرا نمیدانستم مامان سرنوشتم را برایم لالایی میخواند؟؟
برچسب:
نویسنده: آرین حبیبی
برچسب:
نویسنده: آرین حبیبی
برچسب:
نویسنده: آرین حبیبی
برچسب:
نویسنده: آرین حبیبی
برچسب:
نویسنده: آرین حبیبی
برچسب:
نویسنده: آرین حبیبی
شفیعی_کدکنی
+انگار وقتی شاعر این شعر را میگفته، نشسته بود توی دلم، انگار از لا به لای دود و آتش وجودم این را سروده
+دل من باز خطا کردی، دمت گرم!
برچسب:
نویسنده: آرین حبیبی
برچسب:
نویسنده: آرین حبیبی
برچسب:
نویسنده: آرین حبیبی
برچسب:
نویسنده: آرین حبیبی
برچسب:
نویسنده: آرین حبیبی
برچسب: داروخونه,
نویسنده: آرین حبیبی